
پیش از هر چیز باید در مورد شکل کتابی که پیش رو دارید، چیزهایی بگویم؛ راه ورود
اینجا است: فرض کنید صاحبِ یک وبلاگ تصمیم گرفته است مطالبی را که در یک دوران
دو ساله در وبلاگِ خود نوشته است، به صورت یک کتاب چاپ کند؛ حاصل کتابی خواهد
بود که پیش رو دارید. این کتاب بر این مبنا شکل گرفته است: یک وبلاگِ فرضی به
صورتِ یک کتابِ کاغذی. ویژهگیهای این وبلاگِ فرضی اما، چیستند؟ مطالب این وبلاگ
به دو گروه تقسیم شدهاند: گروه اول را هراسهای انسان تشکیل میدهند؛ گروه
دوم را پرسشهای انسان. هراسهای انسان خود در هفت عنوان تقسیم شدهاند؛ پرسشهای
انسان نیز خود در هفت عنوان. هراسها عبارت اند از: هراس اول: مرگ، هراس دوم:
جنگ، هراس سوم: فقر، هراس چهارم: تنهایی، هراس پنجم: نادیدهشدهگی، هراس ششم:
دشمن، هراس هفتم: رقیب. پرسشها عبارت اند از: پرسش اول: تاریخ را غایتی هست؟
پرسش دوم: زمین یا آسمان؟ پرسش سوم: جسم یا روح؟ پرسش چهارم: ذهن یا عین؟ پرسش
پنجم: فرد یا جمع؟ پرسش ششم: تردید یا یقین؟ پرسش هفتم: انسان خیر است یا شر؟
زیر همهی عنوانها هم عنوان ثابتی هست که در بخش بزرگی از وبلاگها به چشم میخورد:
در همین زمینه. مطالب مربوط به هر بخش زیر عنوان در همین زمینه گردآوری شدهاند.
ماجرا هنوز تمام نیست: باز هم درست مثل بخش بزرگی از وبلاگها در پایان هر مطلب
عنوان دیگری هست: نظر
خوانندهگان. زیر عنوان نظر خوانندهگان گاه مطلبی آمده است؛ گاه مطالبی آمده
است؛ گاه مطلبی نیامده است. گاه در تفاوت با مطلب مورد نظر مطلب یا مطالبی آمده
است؛ گاه در تعارض؛ گاه در تشابه؛ گاه در تکمیل. البته نیاز به توضیح ندارد که
نه خوانندهای میتوانسته است آن وبلاگِ فرضی را بخواند نه خوانندهای این کتاب
را پیش از چاپ خوانده است؛ تنها نویسندهی این کتاب خود در نقش
خوانندهگانِ آن وبلاگِ فرضی هم ظاهر شده است تا چیزهای دیگری را هم ثبت کند.
همه چیز اینجا فرضی است: یک وبلاگِ فرضی با خوانندهگان فرضی؛ تا نویسندهی
این کتاب در نقشهایی ظاهر شود؛ نگاههایی به هراسهای انسانی را بخواند؛ پاسخهایی
به پرسشهای انسانی را بخواند.
در این کتاب نه جُستار بلند، یازده مطلب کوتاه، چهلوپنج مطلب بسیارکوتاه، معرفی
یا تورق هفده کتاب، یک رساله و یک جُستار، سه گفتوگو، نه ترجمهی آزاد یا ترجمهی
آزاد و تلخیص، یک کاریکلماتور خواهید خواند.
چیزهای دیگری هم بگویم: کتابی که پیش رو دارید کتابی نیمهتمام است. کتابی نیمهتمام
است؛ چه فرض شده است چاپ کاغذیی یک وبلاگ است؛ یعنی اینکه چه بسیار خوانندهگان
که هنوز باید نظرها در آن بنویسند. کتابی نیمهتمام است؛ چه بخش بزرگی، بخش بسیار
بزرگی، از دغدغههای انسان زیر عنوانهای هراسها یا پرسشهای این کتاب جا میگیرند.
این کتاب هرگز تمام نمیشود. آنچه میخوانید سخت اندکی از بینهایتی است. بگویم
چکهای از دریایی؟ زیاد گفتهام. نویسندهی این کتاب تنها پارهای از اشارههای
ریز و درشت خود را زیر عنوانهایی جا داده است که از سخن پر نمیشوند.
چیزهای دیگری هم بگویم: رسم بر این است که کتابهای کاغذی گاه چاپ الکترونیکی
هم میشوند. این کتاب خواسته است این رسم را واژگونه کند: یک وبلاگِ فرضی را
کتاب کند. پس تلاش کرده است وبلاگِ فرضی مطابق اصل باشد: مطالب کوتاه، مطالب
بلند؛ مطالب تک خطی؛ خوانندهگانی که نظرهایشان از مطلب مورد نظر بلندتر است.
دو چیز اما از یاد نرفته است: نخست آنکه محور آن وبلاگِ فرضی ادبیات است؛ دوم
آنکه خوانندهگان آن وبلاگِ فرضی تنها تلاش کردهاند چیزی به متن بیفزایند.
چیزهای دیگری هم بگویم: خوانندهگان این کتاب میتوانند جستاری از این کتاب بخوانند؛
میتوانند مطلب کوتاهی بخوانند؛ میتوانند خطی بخوانند؛ میتوانند مطالبی را
که زیر عنوانی گرد آمده است به عنوان یک تمامیت بنگرند؛ میتوانند همهی کتاب
را به عنوان یک تمامیت بنگرند. چشمهای ما به هذیاناندوهرویاآوای گذرِ باد
مینگرند.
در میان مطالبی که در این کتاب خواهید خواند، این مطالب پیش از این چاپ شدهاند؛
در این نشریهها: مرگ بر بامِ من؛1 نوشتهی سلمان رشدی، ترجمهی آزاد تکهای
از گامی در نقد فلسفهی حق هگل؛ نوشتهی کارل مارکس، سیارهی سیاهباران: چند
کلام در مورد مجموعه شعر سیاه چون نقره؛ سرودههای برونوک. اویر، شاعر سوئدی؛
برگردانها و حاشیهها در نشریهی آرش، به مدیریت پرویز قلیچخانی.
قلب او: معرفیی یک کتاب: سوگ: نوشتهی شهلا شفیق؛ چند خط در مورد یک کتاب؛ مجموعه
داستان پنجره؛ نوشتهی خسرو دوامی؛ خندانلبِ نظمستیز: در معرفیی داریو فو؛
معرفیی یک کتاب؛ ارسطوی بغداد؛ نوشتهی محمدرضا فشاهی؛ یک کاریکلماتور در نشریهی
سنگ؛ به سردبیریی حسیننوشآذر، عباس صفاری، بهروز شیدا.
در مورد استفاده از زمان مضارع: ترجمهی آزاد یک جستار؛ نوشتهی لین شارون شوارتز؛
یکی بود، یکی نبود: ترجمهی آزاد سخنرانیی تونی موریسون؛ به مناسبت دریافت
جایزهی نوبل؛ نویسنده چیست: ترجمهی آزاد و تلخیص یک جستار؛ نوشتهی میشل فوکو
در نشریهی افسانه؛ به سردبیریی داریوش کارگر.
از خاک که چشماش خشکیده است: به بهانهی بادبادکبازِ خالد حسینی؛ در آینهی
عسکرگریز؛ از چاه به چاهِ محمدآصف سلطانزاده؛ تنها من است که تنها است: تکنگاهی
به داستان پلیسیی ایمره کرتس و بازپخشِ ریموند چندلر در گوشهای از آینهی تئوریی
ژاک لاکان در نشریهی الکترونیکیی جن و پری؛ به سردبیریی میترا الیاتی.
سایهی سیاوش زیرنویس ندارد: در میان خطهای عقرب روی پلههای راه آهن اندیمشک
یا از این قطار خون میچکه قربان!، نوشتهی حسین مرتضائیان آبکنار؛ خانه تنها
شبی مهمان میکند: گامهایی شتابان در مفهوم تبعید در سه فیلمِ داریوش مهرجویی:
دایرهی مینا، مهمان مامان، سنتوری؛ تصویر زخم: گفتوگوی شاهرخ تندرو صالح با
بهروز شیدا؛ در وصفِ چشمِ میم: تورق سریع رمانِ میم [خوابنامهی مارهای ایرانی]،
نوشتهی علیمراد فدایینیا، در گذر از گوشههایی از سه نظریهی ادبی در نشریهی
باران؛ به مدیریت مسعود مافان.
بستر مشترک چرا؟: دو تکه از سخنرانیی هارولد پینتر در کنار دو تکه از سخنرانیی
اورهان پاموک؛ در خطهایی از تئوریها، شعرها؛ من تبخیر شده است در آینهها:
تنها نگاه به آینهی خسرو خوبان؛ نوشتهی رضا دانشور در آینهی مسافر هیچ کجا؛
نوشتهی رضا دانشور در نشریهی الکترونیکیی اثر به سردبیریی شاهرخ رئیسی.
رنگ تقدیر چیست در تصویر من؟: پارهای از پرسشها و پاسخهای سینمای ایران و
شعر نوین فارسی در نشریهی الکترونیکیی دوات؛ به مسئولیت رضا قاسمی.
اسطورهی قهرمان یا قهرمان اسطوره: گفتوگوی حسین نوشآذر با بهروز شیدا در چیستی
ـ چراییی قهرمان در نشریهی الکترونیکیی با شما نیستم؛ به مسئولیت حسین نوشآذر.
چند نکتهی دیگر: ترجمهی تکهای از گامی در نقد فلسفهی حق هگل در نشریهی آرش
بدون ذکر نامِ مترجم چاپ شده است. ترجمه های مقالهی مرگ گرد بام من می چرخد
و جستارهای در مورد استفاده از زمان مضارع، نویسنده چیست، تلخیص و بازنویسی شده
اند. ترجمهی یکی بود یکی نبود: سخن رانیی تونی موریسون به مناسبت دریافت جایزهی
نوبل بازنویسی شده است. از یاد دردها تا درد یادها: گفت وگوی فرزین ایران فر
با بهروز شیدا در مورد ادبیات تبعید، شکل کوتاه شدهی گفت وگویی است که پیش از
این از رادیو همبسته گی، استکهلم، پخش شده است. اسطورهی قهرمان یا قهرمان اسطوره:
گفت و گوی حسین نوشآذر با بهروز شیدا تلخیص و بازنویسی شده است؛ یکی از زیرنویس
های جستارِ بستر مشترک: چرا؟ تغییر کرده است. از آن جا که این کتاب به عنوان
یک تمامیت در نظر گرفته شده است، شمارهی پانویس ها به دنبال هم آمده اند.